فوتبال علیه دشمن…
به قلم آقای سعید آخوندیان

تهران دارد عجیب ترین شبهای خود را پشت سر میگذارد. خیلی از آنهایی که تا چهل روز پیش ساعت ۱۰ شب در رخت خواب بودند، ۱۰ شب این شبها تازه پرچم به دوش به خیابان می آیند. دشمنان دیروز سرود سلام فرمانده، فراز عهد میبندم این سرود را با اشک می خوانند. مردان سن و سال دار چنان با بزن که خوب میزنی به وجد می آیند که جوانان زمان ما با «یالا» مهدی اسدی به وجد نمی آمدند. بچه ها وزیر شعار شده اند و پیرمرد های وزیر شعار، حالا با بچه ها همراهی می کنند. زن ها به خلاف همیشه جلوتر از بقیه دست مرد و بچه را میگیرند و می کشانند وسط میدان. رقابت بر سر بالا تر رفتن پرچمی است که تا شاید سه ماه پیش خیلی ها می ترسیدند به پنجره خانه شان آویزان کنند.اما عجیب ترین چیزی که امشب دیدم از جنس همین پرچم ها بود. پرچم ایران که خب رند بازار است. پرچم های مزین به نام اهل بیت هم مثل همیشه میدان دارند. از بعد سکوت نظامی هم به نشانه همراهی با برادرجان هایمان در لبنان پرچم حزب الله هم کم کم دارد زیاد میشود. پرچم خود لبنان و پرچم سابق دولت افغانستان هم من یکی دو تا دیدم. اما این پرچم اسپانیا که امشب من شکار کردم عجیب ترین بود. من نمیدانم اصلا این جوان این پرچم را از کجا پیدا کرده چون من برای یک پرچم ایران صد جا را گشتم. قطعا برای الان نیست. سازمان های تعطیلی مثل تبلیغات هم شعور توزیع چنین چیزی را نداشته و ندارند. من احتمال میدهم این پرچم را فوتبال به این جوان هدیه داده باشد. حالا در استادیومی، در ورزشی فروشی و … از هر کجا که آمده باشد، برای میدان سیاست نیست…پدیده وقتی عجیب تر میشود که آن را این طوری بخوانی: یک جوان اهل فوتبال وقتی می بیند در میدان جنگ، روسای سیاسی کشور اسپانیا طرف ما را گرفته اند، پرچم میدان فوتبال اسپانیا را خودجوش به سیاسی ترین میدان تاریخ می کشاند و از دل خیابان برای دولتمردان اسپانیایی پیام تشکر میفرستد.من میگویم شاید این عوض تمام پرچم های فلسطینی بود که در لالیگا برای همدردی با جانبازان جنایت های صهیونی در فلسطین بالا رفت.به قول سایمون کوپر: فوتبال علیه دشمن
https://ble.ir/razmedia_info/-4456947717951667760/1777300210915




